تبليغاتX
<-www.SaheleBiDarya.Blogfa.Com->
 

 

 

 

 

 

 

             

             میان قلب من اندوه جاریست *** ***دلم تنها و بی کس چون قناریست چو گل در خاک گلدانی غریبه*** ***درون پوسیده و ظاهر بهاریست شکستم سوختم طاقت سر آمد*** بگو با من:دوایت بردباریست*** که را گویم در این قربت خدایا*** مرا در سینه زخمی سخت کاریست*** درون قاب کوچک زنده ماندن*** ***نشان از لحظه های بی قراریست نمی دانم چرا غم آشنایم*** همیشه شادی از قلبم فراریست***

 
   

دفتر دلم را باز می گشایم و شروع به برگ زدن می کنم و به یادتمام روزهای ازدست رفته آنها رامی بویم تاشاید خاطراتی که لابه لای آنها جاگذاشته ام شوق زیستن را به من بازگرداند ولی صفحه به صفحه که جلو میروم خودم را میبینم که اشتباه کردم و خودم را میبینم که زیادی خوب بودم و فکر میکنم امروز دیگر نباید مثل دیروز باشم تا مبادا فرد دیگری از راه برسد و مرا به زمین بزند. و درنهایت نمی بخشم کسانی راکه هرچه خواستند بامن با دلم و احساسم کردند ومرادردوردست خود تنهاگذاشتند. پروردگارا به من بیاموز آهی نکشم پیش کسانی که دلم را سوزاندند . عجیب دلم گرفته امروز حس تنهایی و دلتنگی رو با تمام وجودم ودرتمام سلولهای تنم حس می کنم خیلی سخته بتوانی کاری کنی که باورت کنن کاری که من تنهاسالهاست سعی کردم ونشد ...  غیر ممکن و محال است آغازی دیگر و من هر روز ویرانی ام را بیشتر از دیروز احساس میکنم ...

امروز من از خودم از همه ی خوبی ها فاصله گرفته ام و نمی دانم تا کجا پیش میروم و چه زمانی متوقف میشوم ...

بهمن 90. میلاد


 
  + نوشته شده در  90/11/10 ساعت 11  توسط میلاد  |  |    
   


سلام
امروز با تو سخن میگویم..
با تو
تویی که ساده میروی
تویی که نگاهت به روبروست و آرزویت
سالیان بعد
برگشت به چنین دقایقی، تا
دلی را..
دل شکسته ای را
که رنجاندی شاید
مرهمی گذاری..

-------------------------------------------------
زندگی آموخت مرا
هرکه بخواهد می ماند و هر که بخواهد میرود
هر چه تلاش کنی..و هر چه ناله کنی..
هر چه مقاوم بمانی و بخواهی
آنکه رفتنی است..رفتنی است

-------------------------------------------------
گاهی کسی از گوشه کنار زندگیت سرک میکشد..
دوستت می دارد...کنارت می نشیند و میگوید ماندنیست..
مانند نسیمی که می آید و بهاری می آورد و زایشی و ارمغانی..
اما می رود..
چشم به راهش میمانی
ولی میدانستی که ماندنی بودنش هم موقتی بود..
شاید باید برود...
و می رود...زودتر از آنچه فکرش را بکنی..نابهنگام تر از آنچه تصور داری
می رود ولی براهش آب می ریزی..برایش دست بر دعا بر میداری..می بخشیش..
همان به هم ریختن افکارت و آتش گرفتن گونه هایت تو را بس..
همان لبخند معصومانه و همان برداشت ساده فکرت از آن لبخند، تو را بس..
یادش تو را بس..

-------------------------------------------------
چیزی در تو متحول شده که باید قدرش بنهی...
آدمها می آیند و می روند..شاید برای مدتی بس کوتاه ولی
به تو می آموزند که هستی...
مهم نیست که بدانی زشت بودند
بفهمی که آنچه از تو میخواستند آن فکر ساده عشق ودوستی در ذهنت نبوده ..
مهم نیست که زمانی که نیازشان داشتی دیگر نیستند..
نمی آیند..دستت را نمی گیرند..
نمی گویند در کنارت می مانند..
مهم نیست که درد را در چشمانت و سکوت را بر لبهایت دیگر معنا نمی کنند..
غم مخور
زمانشان گذشته.... دیگر در دنیای تو رسالتی ندارند
سو سو کنان
یا درخشنده
مانند شهابی یا ستاره ای
باید شبی را منور می کردند
و تو
می دیدی
خودت را
بودنت را
روحت را
گذشتند...پس بگذر
رفتند پس برو
ولی اگر نفهمیدند
تو بفهم
تو بدان
که با بودن حتی بدترینشان
تو خود را بهتر دیدی..
بدان که آینه هر چند زنگار بسته
تو را بخود می نمایاند..
پس ببخش بر آنهایی که ندانستند..
ببخش بر آنهایی که نفهمیدند..و نخواندند از چشمانت حرفهای نگفته ات را.

-------------------------------------------------
کوچه ای روشن شد
کوچه خلوت دل
دعا کن که بمانند با آنکه ماندنی ترند.
دعا کن که بخواهند آنچه تو برایشان خواستی ..
دعا کن که بدانند تنهایی و درد به سراغ همه می آید..
دعا کن که نفهمند دردش را
..
دعا کن تا او که باید
بماند...

 
  + نوشته شده در  90/10/12 ساعت 13  توسط میلاد  |  |    
 
     
My Pictures
Family Pictures Family Pictures Family Pictures Family Pictures Family Pictures

 
 
 
 
LINKS:


  RSS 

امكانات سايت


 
 

 

 

 

 

                                                                                                        01010101101010010101010                0110101010010100100111001010100100

                                                                  

www.sahelebidarya.blogfa.Com

This Template Designed By Milad Roshan